سلام دوستان
وعده چند ماهه(ساله!) داره محقق میشه!
بزودی در www.saeedmajdinasab.ir منتظر دیدگان زیبای شما هستم.
یا حق
وب نوشت جدید در
نخستین وب نوشت من در سال 90:
مــشـــــــــــــــــــکل از جای دیگس
روز پنجشنبه 15 اردیبهشت ماه 1390، سالن اجتماعات موسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی(ره) در قم میزبان جمع زیادی از فعالان فرهنگی و سیاسی جبهه انقلاب اسلامی از سراسر کشور بود که به همت قرارگاه فرهنگی عمار (مرکزی راهبردی جبهه اهل ولاء) در اولین گردهمایی فراگیر این قرارگاه گرد هم آمده بودند.
به گزارش رجانیوز، چهرههای آَشنای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی که وجه مشترک همه آنها عملکرد روشنگرانه در ماجرای فتنههای اخیر در جامعه بود، در اولین گردهمایی فراگیر قرارگاه عمار در شهر مقدس قم گرد هم آمدند، تا با برگزاری اولین جلسه فراگیر این مجموعه، به صورت رسمی حضور خود را در عرصه سیاسی و فرهنگی کشور اعلام کنند.

در این گردهمایی که اولین گردهمایی فراگیر این مجموعه پس از تشکیل شورای مرکزی قرارگاه عمار به شمار میرود، تعداد زیادی از فعالان سیاسی و فرهنگی کشور از جمله حجت الاسلام رجبی، حجت الاسلام طائب، حجت الاسلام پناهیان، حجت الاسلام ماندگاری، حجت الاسلام رسایی، حجت الاسلام روانبخش، دکتر کوچک زاده، دکتر علی اصغر زارعی، سردار سعید قاسمی، وحید جلیلی، حسن عباسی، محمد علی رامین، سعید حدادیان، حسین سازور، حسین الله کرم، وحید یامینپور، میثم نیلی، جعفر فرجی، فرزاد جمشیدی و شمار زیادی از چهرههای سرشناس و موثرین فرهنگی ـ سیاسی جبهه انقلاب فرهنگی حضور داشتند.
قرارگاه فرهنگی عمار (مرکزی راهبردی جبهه اهل ولاء) که سال گذشته با همت جمعی از فعالان فرهنگی و سیاسی جبهه انقلاب اسلامی تشکیل شده بود پس از بحث و بررسیها حجج اسلام پناهیان، مهدی طائب، محمدمهدی ماندگاری، علی ثمری، حمید رسایی، روانبخش و آقایان سعید قاسمی، وحید جلیلی، مهدی کوچکزاده، نادر طالبزاده ،حاج حسین یکتا ، حسن عباسی، سعید حدادیان ، حسین اللهکرم، حسین روشن را به عنوان اعضای شورای مرکزی این قرارگاه انتخاب کرد.
خوب میدانستند که این اقدام آنها هیچ محرومیتی از سوی مراجع بین المللی برای نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا ندارد از این رو با توزیع اطلاعیههایی به هواداران استقلال اعلام کردند با چه هدفی به ورزشگاه آمدهاند.
آنها که از صمیم قلب آرزوی موفقیت استقلال را داشتند، در اطلاعیه خود خطاب به هواداران استقلال گفتند که بنا بر مفاد قانون، هیچ تیمی به دلیل حمایت هوادارانش از مردم کشور دیگری محروم نخواهد شد بلکه جریمه نقدی میشود. آنها برای اثبات گفته های خود به سخنان هوشنگ نصیرزاده کارشناس مسائل حقوقی و داوری کشورمان هم اشاره کردند تا کسی گمان نکند اقدام انسان دوستانه آنها به منافع استقلال ضربه خواهد زد.


احمد توكلی نماینده مردم تهران و رئیس مركز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس با اشاره به لغو برنامه شب گذشته خود با فاطمه بداغی معاون حقوقی رئیسجمهور كه قرار بود در خصوص ادغام وزارتخانهها انجام شود، اظهار داشت: دلیل لغو این برنامه برگزاری نشست مشترك بین محمود احمدینژاد رئیسجمهور با علی لاریجانی با رئیس مجلس شورای اسلامی برای بررسی اختلافات قوا در زمینه ادغام وزارتخانهها بود، كه این نشست انجام شده است و رؤسای قوای مقننه و مجریه اختلافات قوا در این موضوع را مورد بررسی قرار دادهاند.
رئیس مركز پژوهشهای مجلس در ادامه گفت: با توجه به صراحت نظر شورای نگهبان كه موضع مجلس را كاملاً تأیید میكرد، رئیسجمهور در این نشست پذیرفته كه طبق نظر مجلس شورای اسلامی در زمینه ادغام وزارتخانهها عمل كند و تصمیم گرفته كه در ابتدا لایحهای را برای ادغام وزارتخانهها به مجلس ارائه دهد و پس از بررسی و تصویب مجلس برای ادغام، سپس وزیر مربوطه را برای وزارتخانه جدید به منظور اخذ رأی اعتماد از وكلای ملت به قوه مقننه معرفی كرده و پس از تعیین وزیر مربوط از سوی مجلس ادغام وزارتخانهها انجام شود، به همین دلیل انجام مناظره شب گذشته ضرورتی نداشت.
از ۲ حال که خارج نیست؛ یا اوباما راست می گوید و یا دروغ. اگر راست می گوید، کشته شدن بن لادن باید درس عبرتی باشد برای همه کسانی که شرف خود را به آمریکا می فروشند و “شوی ۱۱ سپتامبر” را در خدمت منافع کاخ سفید، اجرا می کنند تا برای اربابان خود، بهانه حمله به افغانستان و عراق را فراهم کنند. اگر اوباما راست می گوید، پس سرنوشت بن لادن برای خیلی ها باید درس عبرت باشد. خیلی ها… خیلی ها… خیلی ها مثل همین سران فتنه خودمان. اصولا برای آمریکا، هر مهره ای “تاریخ تولید” و “تاریخ انقضا” دارد. اگر اوباما راست می گوید، یعنی تاریخ مصرف “بن لادن زنده” برای آمریکا، تا ابد تمام شده و از این پس باید از “بن لادن مرده” و از “نعش نوکر خودشان” بهره برداری کنند تا مگر با کمک بوق و دروغ و پروپاگاندا چند صباحی چشم دنیا به جای اوضاع منطقه منحرف شود به جسد بن لادن… اما فرض دوم این است که اوباما دارد دروغ می گوید و هنوز بن لادن زنده است. گیرم که این فرض درست باشد؛ آیا نباید افسوس خورد برای جماعتی که زمام خود را به جای جانشین امام، به دروغ گویان عالم سپرده اند و “ولایت عشق” را به “ایالت عیش” می فروشند که عمدتا دروغ در بوق می کند؟!… با این همه اما فرض را عده ای از کارشناسان امور بین الملل، بر اساس برخی دیده ها و پاره ای شنیده ها بر این گرفته اند که بن لادن سالهاست که مرده است. حتی اگر این فرض به واقعیت نزدیک تر باشد، باز هم چیزی عوض نمی شود و باز هم افرادی مثل بن لادن و صدام و مبارک و… باید مایه عبرت کسانی باشند که گمان می کنند نوکری آمریکا برای شان دنیا را تا ابد مبدل به بهشت می کند. باورم هست آمریکا بتگری است که خیلی راحت از نوکران خود “بت” می سازد و خیلی راحت تر، هر وقت که ببیند “جناب بت” کارایی خودش را از دست داده، با یک “تبر” به جان “مهره سوخته” می افتد. مثلا “ملک عبدالله” بتی است که فعلا زنده اش بیشتر برای آمریکا کار می کند و سر همین دیکتاتوری آل سعود برای آمریکا عین دموکراسی است، اما “صدام” بتی بود که تاریخ مصرفش داشت تمام می شد؛ آمریکا به عراق حمله کرد. به بهانه کشتن صدام، هزاران بی گناه را کشت. بعد هم صدام را که دست پرورده خودش بود، به درک واصل کرد تا به جای “زنده صدام” این بار این “مرده صدام” باشد که به کارش بیاید و در بوق کند این “بت شکنی تصنعی” را. بتی که اصولا خودشان بر پا کرده بودند. کاملا محتمل بود همان بلایی که آمریکا سر صدام آورد، دیر یا زود بر سر بن لادن هم می آورد تا از جسم بی جان او، خیلی جاها، حتی در جایی مثل انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بهره برداری کند. این همه را گفتم، اما مهمتر از این بت شکنی مصنوعی، آن “حادثه/ حماسه” ای است که در منطقه خاورمیانه دارد رخ می دهد. آنچه در منطقه شروع شده، نه صرفا “بت شکنی”، که “بتگر شکنی” است. “تبر” این روزها از دست “بتگر” به دست “فرزندان ابراهیم” افتاده است تا آخرین اصحاب “خلیل خدا” به جای “لات”، آمریکا را، و به جای “عزی”، اسرائیل را سرنگون کنند. مسلمین اعم از شیعه و سنی خوب فهمیده اند که اگر “بتگر” را بشکنند، “بت” خود به خود فرو خواهد ریخت. اینجاست که حتی بعد از رفتن “مبارک” باز هم مصری ها هر وقت مجال قیل و قال پیدا می کنند، خواهان تجدید نظر قطعی دولت شان در بحث رابطه با اسرائیل می شوند و به جای “التحریر” جلوی “سفارت رژیم اشغالگر قدس”، تجمع و تحصن می کنند. این دنیایی که من می بینم مستعد شنیدن اخبار مهمتری است؛ یعنی خبر مرگ آمریکا و خبر مرگ اسرائیل… و این هر ۲ شعار را بیشتر از ۳۰ سال پیش، اول بار ملت ما بود که بر سر زبان ها انداخت و نترسید از اینکه بگوید: “مرگ بر آمریکا” و “مرگ بر اسرائیل”.
...حسین قدیانی...
اول باید مقدمه ای برای این نکات عرض کنم: دیشب از خبرگزاری های مختلف پیامی آمد که شوکه شدیم. خبر پذیرش استعفای حجت الاسلام مصلحی، وزیر اطلاعات؛ خبری که ما را متحیر کرد پیام بعدی یعنی مخالفت رهبری با این حادثه بود. واقعا میزان حرارت ما به حدی بود که آب را به جوش می آورد و نفهمیدیم چه طور آن چند ساعت را گذراندیم.
مطلب دوم مقدمه اینکه هر چه هم به احمدی نژاد بگوییم، هیچ وقت او را با هم طرزان قبلی اش مقایسه نمی کنیم. و این مباحث ما یک سری نکات داخلی است که بین بچه های حزب اللهی و رئیس جمهورشان وجود دارد.
1) یکی از مسئولان نظام به خاطر جریانی این داستان را از فردی که در اتاق فکر همایش ایرانیان بود برایم نقل کرد که آن ها به نوعی می خواستند عمل کنند که صدای مراجع را در بیاورند.
به نظرم هدف این جریان را می توان در جذب قشر خاکستری دانست که با این مبنا اتفاقات اخیر قابل توجیه است.
- دیدار احمدی نژاد یا اطرافیان نزدیکش با هنرمندان خاص و بازیگران
- حوادث همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور
- دعوت نشدن تشکل های ارزشی و انقلابی به دیدار دانشجویی با احمدی نژاد
- موضع های خاص دولت در مورد مسائل فرهنگی
- و...
یعنی با واکنش نشان دادن چهره های حزب اللهی عده ای به سمت نگاه های این دولت متمایل شوند. حال آیا این نگاه ربطی به مسائل ریاست جمهوری آینده دارد بحثی دیگر است.
2) این برایم قابل قبول نیست که عده ای می گویند که فلان کس خودش آدم خوبی است اما اطرافیانش بد هستند. البته اختلاف سلیقه در مسائل قابل قبول است اما نه جهت گیری های اساسی.
یکی از دوستان که به دیدار آقای مشایی رفته بود، می گفت صحبت هایی که آقای احمدی نژاد می کند قبلش آن را با ایشان تست می کند! یعنی حرف هایی که احتمالا حاشیه ساز است را ابتدا آقای مشایی می گوید بعد متناسب با واکنش جامعه رئیس جمهور موضع می گیرد.
3) آقایانی که با فلسفه غرب آشنایی دارند زندگی ویتکنشتاین، که از فلاسفه مکتب فرانکفورت است را به دو قسمت تقسیم می کنند. اینگار دوره های دولت احمدی نژاد هم به احمدی نژاد اول و دوم قابل تقسیم است.
4) دوره اول احمدی نژاد ولایت محور بود و به تعبیر خودشان تمام خواست ایشان لبخندی بود بر چهره رهبر، اما احمدی نژاد دوره دوم ولایت پذیر است. یعنی جایی که حضرت آقا علنا حکم دهد ایشان تبعیت می کنند.
الف) حضرت آقا در صحبتی فرمودند که من مطلبی را علنا به مسئولان نظام تذکر نمی دهم مگر اینکه قبلش تذکر داده باشم. و امروز یکی از دوستان رسانه ای گفتند بعد از عزل متکی که زمزمه عزل مصلحی بود ایشان مخالفت کردند.
ب) هنوز مدت زیادی نمی گذرد که آقا به دیدار کارمندان و روسای وزارت اطلاعات رفتند و از کار ایشان و وزارت تعریف کردند.
ج) می گویند که مصلحی با دو تن از معاونینش مشکل داشته که این افراد رابطه با مشایی داشتند. (البته این روزها هر اتفاقی در دولت می افتد به گردن مشایی می اندازند.) که در پی عزل این معاونین مصلحی از وزارت برکنار شد.
امیدوارم تا پایان این دولت احمدی نژاد از مرحله ولایت پذیری دیگر سقوط نکند.
اما تتمه کلام خطاب به جناب آقای رئیس جمهور؛ می گویند زمانی که همه به سمت منصور حلاج کلوخ می زدند یکی از شاگردان حلاج گِلی را به سمت او پرتاپ کرد و حلاجی که به خاطر کلوخ ها حرفی نزده بود برای آن گِل فریاد زد... فتأمل! نویسنده: محمد جبارپور
این پارهخط را نه به جهتِ جوشِ مسوولان مینویسم -كه خدا نیاورد شیرشان خشك شود و نه به نیتِ خروشِ مردمان -كه خدا نكند حنجرهشان خش بردارد- كه مدتهاست ناامیدم... این نوشته را مینویسم در این روزگارِ وانفسا فقط به یك هدف؛ یك هدفِ ملی.
این پارهخط نوشته میشود فقط جهتِ استحضارِ جنابِ محمد البرادعی كه مهمترین مولفهی هویتیِ ماست در افقِ انرژیِ هستهای. این پارهخط نوشته میشود فقط به جهتِ آگاهیِ بازرسانِ محترم، معزز و مكرمِ آژانسِ انرژیِ اتمی! كه اگر احدی از آحادِ ایشان در ادامهی بازرسیهای دقیقِ صندوقخانههای نسوان، وضعیتِ سازمانِ ملیِ پرورشِ استعدادهای درخشان را در چند ماههی اخیر بررسی كند، مطمئن خواهد شد كه ایران به سلاحِ هستهای دست یافته است!!
و الا چهگونه -بدونِ قدرتِ مرگبارِ سلاحِ هستهای- میشود یك نهادِ آموزشی را -با سی و پنج سال سابقهی درخشان و دهها هزار فارغالتحصیلِ سرآمد و صدها استادِ برجسته- ظرفِ مدتی كوتاه به خاكِ سیاه نشاند؟!
این پاره خط نه صوتِ داوودی دارد كه جنبندهگان را برای شنیدنش از حركت بازدارد و نه معجزِ عیسوی كه استعدادهای درخشان را احیا كند... این پاره خط نه مدعیِ نمایشِ تاریخِ درخشانِ استعدادهای درخشان است، نه حتا روضهای است كه پشتِ میكروفونِ اكوچنگ بالاسرِ جنازه، مداحِ پنج هزار تومانی میخواند! این پاره خط دستِ بالا یك میلگرد است كه سرش یك تكه صفحهی فلزیِ سیاه رنگ جوش دادهاند، و روش با قلمموی مندرس و رنگی سفید، پیرمردی بدخط نامِ "استعدادهای درخشان" و قطعه و ردیف را نگاشته است... فقط برای این كه در میانِ گورهای فراوانِ نهادهای فروپاشیدهی این روزگار، گورِ استعدادهای درخشان را پیدا كنیم... حتا "سنگی بر گوری" هم نیست...
علی نادری: به دنبال شکایت مهدی هاشمی رفسنجانی از مدیرمسئول روزنامه ایران بابت انتشار بیانیه 220 تشکل دانشجویی،؛ شعبه 76 دادگاه كیفری استان تهران به استناد مواد 697 و 698 قانون مجازات اسلامی، كاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی و مدیرمسئول روزنامه ایران را به تحمل شش ماه حبس تعزیری بابت افترا و 10 ضربه شلاق بابت نشر اكاذیب محكوم كرد.
به گزارش رجانیوز، مهدی هاشمی به دلیل انتشار بیانیه مشترك 220 تشكل دانشجویی كه در آن خواستار محاكمه وی شده بودند از مدیرمسئول روزنامه ایران شكایت كرد و این در حالی بود كه پیش از روزنامه ایران، تمام خبرگزاریهای داخلی این بیانیه تشكلهای دانشجویی را منتشر كرده بودند.
بنا بر متن رای قاضی خراسانی، این تشکلها در تاریخ 25/3/88 در نامهای به دادستان کل کشور خواستار رسیدگی سریع به پروندههای مفاسد اقتصادی و اولویت دادن به پرونده مهدی هاشمی رفسنجانی در این راستا شده بودند.
این حکم سنگین در حالی از سوی دادگاه شعبه 76 کیفری استان تهران اعلام شده است که 14 عضو هیات منصفه دادگاه مطبوعات به اتفاق آرا، حکم به تبرئه اشتهاردی داده بودند؛ موضوعی که اگر بیسابقه نباشد، قطعا کمسابقه بوده است.
"علی اکبر کسائیان" سخنگوی هیئت منصفه مطبوعات در همین زمینه در گفتوگویی اعلام کرده بود: "تمام اعضای هیئت منصفه به اتفاق آرادر دو مورد اتهامی افترا و نشر اکاذیب، آقای اشتهاردی را از اتهام ایراد شده از سوی مهدی هاشمی تبرئه کردند و او را مجرم ندانستند."
اشتهاردی: به رای دادگاه اعتراض نخواهم کرد
كاوه اشتهاردی ضمن تایید حكم صادره شعبه 76 دادگاه كیفری استان تهران در خصوص شكایت مهدی هاشمی اظهار داشت: دادگاه بنده را به تحمل 10 ضربه شلاق و 6 ماه حبس تعزیری محكوم كرده اما این حكم هنوز به صورت رسمی به بنده ابلاغ نشده است.
....
موضوع مطلب : بصیرت,پیشنهاد من,اخبار,این پست به عشق حضــــــرت ماه است...ن
مازجمعه چهاردهم خردادماه هشتاد و نه، با اتفاقات حاشیهای پشت و روی صحنه، در حرم امام خمینی(ه) برگزار شد. از این مراسم، عکسی در خبرگزاری فارس منتشر شده بود که تحلیلگر و کارشناس شبکه خبری بی.بی.سی فارسی را به تحلیل وا داشت. تحلیلی که با توجه عکس منتشر شده در سایت رهبری، به سرعت جای خود را در بین آن دسته از نوشتههایی که اساس آن با «توهم» شکل گرفتهاند، پیدا کرد. [کل ماجرا]
اما ماجرای عکس زیر و نظرات کاربران سایت بالاترین + درباره این عکس و استفاده از پروژکتور در خودروی حامل رهبر انقلاب در سفر به قم، مورد جدیدی از این نوع تحلیلهاست. آنها معتقدند این پروژکتور برای نورانی جلوه دادن چهره ایشان است؛ آن دو سوراخی که با دستمال پرشده، داخلش اسلحه آمادهی شلیک است؛ افراد پشت شیشه هم از آدمکشهای حوادث بعد از انتخابند؛ آن ورق تعبیه شدهی روی سقف (رفلکتور)، یک وسیلهی لامپ جدید است...
درحالی که هر آشنایی با نورپردازی و عکاسی میداند که وقتی نور فضای خارج از ماشین، بیشتر از داخل ماشین باشد، برای تصویر برداری از سوژه داخل ماشین، (چه فیلمبرادر یا عکاس، داخل ماشین باشد و چه از بیرون بخواهد تصویر بگیرد) بیشک دچار مشکل میشود. و بهترین راه برای برقراری تعادل نور داخل و خارج ماشین، استفاده از نورپردازی است. نورپردازیای که با استفاده از رفلکتور (ورق روی سقف) نور را به صورت متعادل و غیر موضعی به تمام سوژه میتاباند.
در جریان سفر ایشان به یزد در سال 86 و سفر به شیراز در سال 87 به دلیل اینکه هوای این شهرها در روز استقبال ابری بود و اختلاف نور فضای بیرون و داخل ماشین کم بود، در نتیجه تصاویر بهتری از این مراسم ثبت شد؛ عکسهای بیرون ماشین، در این دو سفر، نسوخته و به اصطلاح، اُوِر (over) نشده است. ولی درباره قم که آٰفتاب مستقیم میتابید، وضوح و کیفیت عکسها پایینتر از دو سفر قبلی بود. و اگر نورپردازی داخل ماشین انجام نشده بود، کیفیت عکس و فیلم، از این هم بدتر میشد.
در ایام سفر رهبر به قم، با دیدن این عکس، خوشحال شدم که به فکر حل مشکل نور افتادهاند و از پروژکتور و رفلکتور استفاده میشود و امیدوارم که فکری هم برای نورپردازی مراسمهای حسینیه امام خمینی(ره) شود تا دوربینها، تصاویر ایشان را با تقریبی نزدیک به واقعیت ثبت کنند.
بی شک دهه اول انقلاب با وقایعی مانند تصویب قانون اساسی برگزاری اولین انتخابات مجلس و ریاست جمهوری جنگ تحمیلی ماجرای آیت الله شریعتمداری و کودتای نوژه تسخیر لانه جاسوسی پر حادثه ترین و قابل تامل ترین دهه انقلاب است یکی از این حوادث مهم در این دوره داستان انتخاب بنی صدر به ریاست جمهوری تا فرار وی از کشور می باشد.اکنون سه دهه از ماجرا بنی صدر میگذرد و آنچه که این ماجرا را در حال حاضر حائز اهمیت تر از سابق نموده است شباهت بی اندازه آن با حوادث پس از انتخابات سال گذشته است که اولا این شباهت در بعد راهبرد و در بعد تاکتیک ها نشان از آبشخور واحد هر دو فتنه دارد و ثانیا الگوی رفتاری واحد مردم در مقابله با هردو غائله و عدم مماشات آنها با فتنه جویان نشان از پایبندی آنها به اصول امام و انقلاب دارد که هردو مورد برای خواص جامعه قابل بهره برداری و عبرت آموز می باشد
هر حادثه و واقعه تاریخی – سیاسی بازیگر یا بازیگرانی دارد که یکی از لوازم فهم حادثه شناخت بازیگران و چیستی نقش آنهاست اما مهم تر از شناخت بازیگران عیان شناخت بازیگران پشت پرده یا بازیگردانان ماجراها و وقایع است. این بازیگردانان و افکار و اندیشه های آنهاست که به مثابه نخ تسبیح برای حوادثی ست که گویا هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند و این بررسی نقش اینگونه افراد است سلسله حوادث و وقایع گوناگون را معنا دار می نماید. هرچند شاید عده این بازیگردانان نسبت به مهره های شطرنج صفحه سیاست اندک باشد اما آنچه این بررسی ها را دشوار می نماید ناقص و پراکنده بودن اطلاعات در مورد چگونگی ایفای نقش اینگونه افراد در حوادث گوناگون است. و تنها با کنار هم چیدن قطعات جدا افتاده نقش این بازیگردانان در حوادث مختلف است که شاید بتوان پازل ایفای نقش آنها را تکمیل کرد.
موضوع مطلب : بصیرت,پیشنهاد من,«و تو ای خواهر دینی ام: چادر سیاهی که تو را احاطه کرده است ازخون سرخ من کوبنده تر است.» (شهید عبدالله محمودی)
«خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان می کشید.» «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را می بینی و دشمن تو را نمی بیند.»
(سردار شهید رحیم آنجفی)
«حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست.» (شهید محمد کریم غفرانی)
«خواهرم: از بی حجابی است اگر عمر گل کم است نهفته باش و همیشه گل باش.» (شهید حمید رضا نظام)
«از تمامی خواهرانم می خواهم که حجاب این لباس رزم را حافظباشند.» (شهید سید محمد تقی میرغفوریان )
«خواهرم: هم چون زینب باش و در سنگر حجابت به اسلام خدمت کن.»
(طلبه شهید محمد جواد نوبختی )
«یک دختر نجیب باید باحجاب باشد.» (شهید صادق مهدی پور)
«خواهرم: حجاب تو مشت محکمی بر دهان منافقین و دشمنان اسلام می زند.»(شهید بهرام یادگاری)
«تو ای خواهرم... حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است.»
(شهیدابوالفضل سنگ تراشان)
«به پهلوی شکسته فاطمه زهرا(س) قسمتان می دهم که، حجاب را حجاب را، حجاب را، رعایت کنید.» (شهید حمید رستمی)
«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بی اعتنایی شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.» (شهید علی اصغر پور فرح آبادی)
«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوی معنویت و صفا می کشاند.» (شهید علی رضائیان)
«از خواهران گرامی خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا که حجاب خون بهای شهیدان است.» (شهید علی روحی نجفی)
«مادرم... من با حجاب و عزت نفس و فداکاری شما رشد پیدا کردم.»
(شهید غلامرضا عسگری)
«ای خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تاسرخی خون من.» (شهید محمد حسن جعفرزاده)
«خواهرم: زینب گونه حجابت را که کوبنده تر از خون من است حفظ کن.»
(شهید محمد علی فرزانه)
« خواهران ما در حالی که چادر خود را محکم برگرفته اند و خود راهم چون فاطمه و زینب حفظ می کنند... هدف دار در جامعه حاضرشده اند.» (رییس جمهور شهید محمد علی رجایی)
این ها رو خوندین؟!! حالا به عکسی که در ادامه هست هم یه نگاهی بندازین لطفاً...
موضوع مطلب : عکس,دوران آخرالزمان,بصیرت,پیشنهاد من,
تبلیغات




